زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
شاعر : جودی خراسانی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل
رفـتم من و هوای تو از سر نمیرود داغ غـمت ز سـینـۀ خـواهـر نمیرود
برخیز تا رویم، برادر! که خواهـرت تنهـا به سوی روضـۀ مـادر نمیرود
گر بیتو زینب تو کند جایْ در وطن از خـجـلـتـش به نزد پیـمـبر نمیرود
از روی تربت تو که «دار الشّفای» اوست سـوی حـجـاز، عـابـد اطهـر نمیرود
سوز گلـوی خشک تو اندر لب فرات مـا را ز یـاد تـا لـب کـوثـر نـمیرود
پهلوی چاکخـوردهات از نیـزۀ سنان ما را ز یاد تا صـف محـشر نمیرود
زآن لعل لب، تلاوت قرآن به نوک نی از خـاطـرم به حـقّ پـیـمـبر! نمیرود
بزم یزید و طشت زر و چوب خیزران از یاد ما، به حضرت داور! نمیرود
«جودی» ز یاد آن لب خشکیدهات، شها! گر در جنان رود، لب کوثر نمیرود
|